تبليغاتX
آریامهر
چهارشنبه چهارم بهمن 1385
از یادداشت های روزانه یک دیوانه

صبح با صدای پرندگانی که در اتاق، با ما زندگی می کنند بيدار شديم. روزی زيبا آغاز شده بود.با ماشين خورشيدی مدل جديد به سمت اداره حرکت کردم. عجله ای نداشتم چون از طريق کامپيوتر ماشين، کارهای اداره را دريافت کرده بودم و در حال بررسی آنها بودم. در مسير با رانندگان کناری احوال پرسی می کردم و در همان حال کامپيوتر ماشين اخبار روز گذشته را برای من می خواند. من در حالی که از هوای پاک ناشی از استفاده از انرژی های قابل تجديد، لذت می بردم، مهمترين خبر روز گذشته را شنيدم: آخرين چاه نفت کور شد تا در روزی که خورشيد انرژی کافی برای گرم کردن ما نداشته باشد دوباره مورد استفاده قرار گيرد ....

بدبختانه به سر کارم نرسيدم چون آن دو تا خانم سفيدپوشی که هر روز به من سوزن می زنند، دوباره سر و کله شان پيدا شد. کمی داد و فرياد کردم اما کم کم خوابم گرفت. شب بخير!

 

نوشته شده توسط دخترآریایی در 9:25 | | لینک به این مطلب
سه شنبه سوم بهمن 1385

من مینویسم تا چند جمله بیابم. جملاتی چنان شفاف و آینه وار، که مانند برگ کوچکی که با نور صیقل یافته و در باد میرقصد، بدرخشد.

 

نوشته شده توسط دخترآریایی در 11:54 | لینک به این مطلب
سه شنبه هفتم شهریور 1385
کتاب زندگی
 

* اگر کتاب زندگی چاپ دوم داشت،هرگز نمی گذاشتم این همه غلط دوباره چاپ شود!

* فکر می کنم یه مسافرت ۳۷ روزه بتونه دلیل خوبی برای آپدیت نشدن اینجا باشه.امیدوارم منو بخاطر این غیبت طولانی ببخشید.

نوشته شده توسط دخترآریایی در 12:12 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه هفتم تیر 1385
خوشبختي

* خوشبختی احساسی است که پس از تحمل فشاری طاقت فرسا و دویدنی ناامیدانه هنگام نشستن سر خلا به انسان دست می دهد؛ پیش از آن که بفهمی آب قطع شده است!

نوشته شده توسط دخترآریایی در 8:6 | | لینک به این مطلب
دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385
عنوان نداره

كانديداي شعر سال 2005 اثر يك پسر سياه پوست :

وقتي به دنيا آمدم سياه بودم،وقتي بزرگتر شدم بازهم سياه بودم،وقتي جلو آفتاب ميرم همچنان سياهم،وقتي ميترسم هم سياهم،وقتي سردمه سياهم،وقتي مريضم باز هم سياهم،وقتي هم كه بميرم باز سياه خواهم بود! تو اي دوست سفيد من:

 وقتي به دنيا آمدي صورتي بودي،وقتي بزرگتر شدي سفيد شدي،وقتي جلو آفتاب ميري قرمز ميشي،وقتي ميترسي زرد ميشي،وقتي مريضي سبز ميشي،وقتي هم كه بميري خاكستري ميشي و .... تو به من ميگي رنگين پوست؟

نوشته شده توسط دخترآریایی در 22:12 | | لینک به این مطلب
دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385
دولت نقدپذیر

اگر شما پیش از اجرای یک طرح انتقاد کنید؛ به شما می گویند پیش داوری کرده اید.

اگر در هنگام اجرای طرح انتقاد کنید؛ به شما می گویند کارشکنی کرده اید.

اگر پس از اجرای طرح انتقاد کنید؛ به شما می گویند شانتاژ کرده اید.

اگر سال ها پس از اجرای طرح انتقاد کنید؛ به شما می گویند نبش قبر کرده اید.

نتیجه - برای انتقاد از یک طرح در ایران، زمان اهمیتی ندارد؛ نحوه آن مهم است!

توصیه – در انتقاد به دو نکته توجه کنید: دقت و عافیت!

 

* از دوست عزيزم "كاكتوس" بخاطر زحمتي كه براي طراحي اين قالب كشيده بي نهايت ممنونم.                    

 

نوشته شده توسط دخترآریایی در 15:55 | | لینک به این مطلب